|
درس
هشتم
خط خورشيد
شب،شبی بی کران بود
دفترآسمان پاره پاره
برگ ها زرد وتيره
فصل،فصل خزان بود
هرستاره
حرف خط خورده ای تار
دردل صفحه ی آسمان بود
***
گرچه گاهی شهابی
مشق ها ی شب آسمان را
زودخط می زدو محومی شد
بازدرآن هوای مه آلود
پاک کن ها يی از ابر تيره
خطّ خورشيد را پاک می کرد
***
ناگهان نوری از شرق تابيد
خون خورشيد
آتشی در شفق زد
مردی از شرق برخاست
آسمان را ورق زد
|