|
درس چهاردهم
ادبيّات تعليمی
در
ادبپّات هر ملّت، سروده ها و نوشته های فراوانی را
می توان پافت که به موضوعاتی چون ، دعوت به راستی
درستی،
پاکی و تهذپب روح پرداخته اند.
ادبيّات ما نپز با آثاری چون گلستان و بوستان سعدی ، قابوس نامه، کلپله و
دمنه
و... در اپن زمپنه غنی و پربار است.
علاوه
بر اپن ، آثاری به نظم و نثر نپز وجود دارد که موضوع
آن ها آموزش مسائل و تعلپم علوم مختلف است؛ مانند
«نصاب
الصّبپان» از ابونصر فراهی که برخی لغات و اصطلاحات را در قالب
شعر آموزش می دهد پا « گلشن راز »
شپخ
محمود شبستر ی که به توضپح اصطلاحات عرفانی می پردازد. بنا براين دو نوع ادبيات
تعليمی داريم.
در
ادبيات تعليمی نوع اوّل،بهره گيری از فرصت ها، محبّت ورزيدن به پدر و مادر و هم
نوعان،تاکيد بر انجام دستور های
الهی و
خودداری از گناه و غفلت و دنيای پرستی، موضوعات محوری و اساسی نوشته ها و سروده
هاست.
در
ادبيّات تعليمی نوع دوّم ، شاعر يا نويسنده می کوشد موضوعات آموزشی را
با روشی ساده و آسان به مخاطب
بياموزد و آموزش را سرعت ببخشد. به مجموعه ی اين آثار که موضوع آن ها
آموزش و تعليم است ، ادبيّات تعليمی
می
گويند.
هنر و سخن
بدان كه مردم بىهنر*، مادام*
بى سود باشد ، چون مغيلان* كه تن
دارد و سايه ندارد؛ نه خود را سود كند و نه غير
خود را؛ جهد كن كه
اگرچه اصيل و گوهرى*
باشى گوهر تن نيز دارى كه گوهر تن از گوهر اصل بهتر بود
؛ چنان كه
گفته اند: بزرگى
، خرد و دانش
راست نه گوهر
و تخمه*را، اگر مردم را با گوهر اصل گوهر هنر نباشد، صحبت ، هيچ
كس را به كار نيايد و
در هر كه اين
دو گوهر
يابى، چنگ
در وى زن
و از دست مگذار كه
وى همه را به كار
آيد.
و بدان كه
از همه ى هنر ها
بهترين
هنرى سخن
گفتن است كه
آفريدگار
ما
جلّ جلاله* از همه ى آفريده هاى
خويش آدمى
را بهتر آفريد
و
آدمى فزونى يافت
بر ديگر جانوران به ده درجه*
كه در تن اوست:
پنج از درون و پنج از
بيرون: امّا پنج نهانى چون انديشه و
ياد گرفتن و
نگاه داشتن و تخّیل
كردن و تميز و گفتار
و پنج ظاهر چون سمع
و
بصر
و شمّ* و لمس و
ذوق و
از
اين جمله آن چه ديگر
جانوران را
هست نه بر
اين جمله است كه آدمىراست.
پس
آدمى
بدين
سبب
كامگار*
شد
بر
ديگر جانوران.
و چون اين بدانستى
،
زفان* را
به
خوبى و
هنر آموختن خو
كن و جز خوبى گفتن زفان را عادت مكن كه زفان تو دايم
همان گويدكه تو او را بر آن
داشته باشى و عادت كنى،که
گفته اند:هر كه زفان او خوش تر ، هواخواهان او بيشتر و
با
همه ى هنر ها جهد كن تا سخن به
جايگاه گويى كه سخن نه
بر جايگاه اگر چه
خوب باشد زشت نمايد و
از
سخن
بىفايده دورى گزين كه سخن
بىسود ،
همه زيان باشد و سخن كه از او بوى دروغ آيد
و بوى هنر نيايد،
نا گفته بهتر.
« قابوس نامه » ، باب ششم
|